الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
58
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
ما در دورانهاى قبل امّتهايى را عذاب نموديم كه با ارسال انبياء به هدايت آنها پرداختيم و حجّت را بر آنان تمام نموده بوديم . ( * ) چه اشكالى بر پاسخ جناب شيخ وارد است ؟ اولا : به قرينهء فرازهاى قبلى ، آيه شريفه در مقام بيان يكى از سنتهاى الهى است و نه بيان اخبار . ثانيا : سلّمنا كه مقصود اخبار از عذابهاى واقعه بر امتهاى گذشته باشد ، باز به طريق اولويت مثبت مطلوب ماست ، چرا كه اگر عذاب دنيوى بدون بيان و بعث رسل منتفى باشد ، پس عذاب اخروى بدون بعث رسل به طريق اولى منتفى خواهد بود . پس : منطوق آيه بالاولوية شامل مسئلهء مورد بحث ما هم مىشود و مىتوان اصل برائت را از آن استنباط نمود . ( * ) يكى از دلائلى كه سبب مىشود آيهء شريفه دخلى در استدلال نداشته باشد ، چيست ؟ اين است كه : حصر عذاب است به بعث رسل و اعلام رسولان و حال آنكه بر اساس روايات متعدّده ما داراى دو نوع رسول هستيم : 1 - رسولان ظاهرى 2 - رسولان باطنى ، كه مراد عقل انسانى است . لازم به تذكر است كه بيان و حكم هريك از رسولان مزبور لازم الاتباع و مخالفت با آن عقابآور است . ( * ) وجه اين حصر در ظاهر آيه چيست ؟ 1 - يا اين است كه : آيهء شريفه در مقام حصر نيست ، و بعث رسل كنايه از بيان احكام است . به عبارت ديگر : حتّى نبعث رسولا يعنى : حتّى نبين التكليف او الاحكام از طرفى هم بيان اعم است از بيان رسول ظاهرى و رسول باطنى . ( * ) پس علّت اينكه فرمود : حتّى نبعث رسولا ، ظهور در بعث رسول ظاهرى دارد چيست ؟ اين است كه : در اغلب موارد بيان تكاليف توسط رسولان ظاهرى صورت مىپذيرد و حال آنكه بيان باطنى اختصاص به موارد نادرى دارد و النادر كالمعدوم . 2 - و يا اين است كه : آيه به همان معناى حقيقى خود است و مراد از آن به صورت موجبهء كليه اين است كه : عذاب دائر مدار بعث رسل است ، لكن از باب ( ما من عام الّا و قد خصّ ) ، اين عموم نيز به باب مستقلات عقليّه تخصيص خورده و مراد اين است كه هركجا عقابى باشد ، بعث رسل نيز هست ، مگر در باب مستقلات عقليّه كه عقاب هست اگرچه ارسال نباشد . 3 - و يا اين است كه گفته شود : يك استحقاق العقاب داريم ، يك فعلية العقاب ، لكن در باب استحقاق